تبليغاتX
باز این که بود گفت:"انا الحق"
نقاشی ها , چاپ ها و شعر های من
لینولئوم نوعی کفپوش انعطاف پذیر از جنس لاستیک است که از آن برای چاپ استفاده می شود. (تصویر شماره یک)نحوه کار به این صورت است که ابتدا لینولئوم را به اندازه دلخواه بریده و  طرح مورد نظر را بر آن منتقل میکنند.سپس به وسیله مغار که ابزاری تیز و دارای شکل های مختلف می باشد(تصاویر شماره دو تا پنج) قسمت هایی از طرح را که باید سفید بماند میکنیم به طوریکه یک لایه از دیگر قسمت ها پایین تر قرار بگیرد (تصویر شماره شش).سپس روی یک تکه شیشه مرکب چاپ که به رنگ های مختلف وجود دارد ریخته و بوسیله غلطک مخصوص چاپ(تصویر شماره هفت) رنگ را از روی شیشه برداشته و یک لایه از آن را به آرامی روی سطح لوحه آماده شده میزنیم.در اینجا فقط قسمت هایی که کنده نشده اند رنگ میگیرند.سپس لوحه را روی کاغذی که قرار است روی آن چاپ گرفته شود گذاشته و از زیر دستگاه پرس عبور میدهیم.بر اثر فشار قسمت های رنگ شده لوحه روی کاغذ چاپ میشوند.در صورت در دسترس نبودن دستگاه پرس می توان از فشار دست استفاده کرد.چاپ لینو انواع مختلفی دارد که از آن جمله میتوان به تک رنگ.چند رنگ.چاپ با زیر سازی.چاپ همراه با کلاژ و چاپ نقاشی اشاره کرد که نمونه هایی از آن را که توسط من انجام شده اند در پست قبلی مشاهده می کنید.

      

شماره یک                                        شماره دو

            

      شماره سه                                 شماره چهار

              

   شماره پنج                                   شماره شش

 

شماره هفت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 22:33  توسط ساناز کاریان  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:39  توسط ساناز کاریان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 19:49  توسط ساناز کاریان  | 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 19:38  توسط ساناز کاریان  | 

دریچه ای بسته شد

و صدایی پیچید:بمان

قدم های سنگین زمان

در قلب کوچکش متراکم بود

و صدایش در گور زمان گم شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 19:25  توسط ساناز کاریان  | 

رویای خواب آلود یلدای بی ستارهء بارانی

وقتی که آهسته و پاورچین

از دریچهء مسدود دلم گذشت

عبور پری گونه اش

تقدیر شگفت ابر های سترون را

به حماسه ای آفتابی بدل کرد

اینک

ذهن من

آب های تمامی جهان را آبستن است

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 15:52  توسط ساناز کاریان  | 

حقیقت چندان از ما دور است که وقتی از دوردست ها به ما می رسد دیگر هیچ چیز از آن بر جا نمی ماند،همین هیچ،خود گنجینه ای با ارزش است. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 9:27  توسط ساناز کاریان  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:14  توسط ساناز کاریان  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:28  توسط ساناز کاریان  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:19  توسط ساناز کاریان  | 

من در دنیایی زاده شدم که در آغاز نمی خواست یک کلمه در بارهء مرگ بشنود

و تا به امروز که به آخر خط رسیده است در نیافته است که در اصل محکوم به

نشنیدن یک کلمهء مهر آمیز است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 17:53  توسط ساناز کاریان  | 

 آفریدگار در کسوت برگ های کوچک زرد و رقصان در باد،

با لبخندی از جلو پنجرهء اتاق من می گذرد.

اول تنهء درخت،بعد شاخه های اصلی که هر کدام به سویی کشیده

می شوند، 

سپس شاخه های فرعی که جای شاخه های قبلی روییده اند،

 هر کدام به اندازهء نقطه ای با هم فرق دارند و هر کدام،

پیامی دیگر را بازگو می کنند،و سر انجام ترکه های جوان بالایی که سر به

آسمان می سایند:این همه تلاش،این همه شکست،این همه جستجو برای

رسیدن به نور.

این تنها یک درخت در برابر پنجرهء اتاق نیست بلکه برای من،

حکم مرشدی را دارد که با سلوک بردبارانه اش،با تردید،و با شکست مرا به

سمت ناب ترین ارشاد می کند.

درون خستهء ما انسان ها،در ساده ترین و کوچک ترین اجزای طبیعت پناه

می جوید و به آرامش دست می یابد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 17:50  توسط ساناز کاریان  | 

حرف های ما هنوز نا تمام...

تا نگاه میکنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آنکه باخبر شوی

لحظهء عزیمت تو ناگزیر میشود

آی...ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان

       چقدر زود

                  دیر میشود!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 10:46  توسط ساناز کاریان  | 

 هشدار

نوک پرنده را 

          هرگز مبند

با بالهایش آواز خواهد خواند

پر و بالش را در هم مشکن

با آوازش خواهد پرید تا اوج کهکشان

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 10:41  توسط ساناز کاریان  | 

خوشا اشاعهء خورشید در بسیط زمین

صدور نور به هرجا که آسمان تار است 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:37  توسط ساناز کاریان  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:25  توسط ساناز کاریان  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:20  توسط ساناز کاریان  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:12  توسط ساناز کاریان  |